بخشی از سخنان حجت الاسلام سیدمهدی خضری در شب اول محرم

بخشی از سخنان حجت الاسلام سیدمهدی خضری در شب اول محرم

پیامبر اکرم صلی الله میفرماید در مسیر زندگی شما که خیلی کوتاه و همچون ذره ای در برابر هستی است نسیم هایی میوزد و سعی کنید خودتان را در مقابل این نسیم ها قرار دهید.

(اِنَّ لِرَبِّکُم فی اَیّامِ دهرِکُم نَفَحات، الّا فَتَعَرّضُوا لَها)"بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج‏68، ص: 221."

در شب اول محرم نسیم حسینی وزیدن گرفته است و خدا فرصت هایی داده است تا مراقبتها را شروع کنیم و باید اینقدر در مسیراین نسیم الهی قرار بگیریم که به نقطه وصل برسیم.

مراقبه از همین امشب مهم است و هرکس دیرتر مراقبت را شروع کند به ویژه در زمینه مراقبت از  لذت  حرام ضرر می کنه  .مسیراربعین از امشب شروع می‌شود و استارت پرواز را باید همین امشب زد که شهید حجت سال گذشته در یک چنین شبی استارت پرواز را زد..

میرزا جواد آقا ملکی تبریزی در کتاب المراقبه برای این دهه هشت مراقبه ذکر می کند:

1.مصیبت امام حسین در دل و ظاهر ما آشکار شود.2.باید مانند کسی باشیم که پدر از دست داده یا پدری که فرزند از دست داده است.3.مقداری از لذائذ دنیا را کم کنیم که منظور لذت حلال است و لذت حرام مسیر نسیم الهی را می بندد.خوردن آب نوشیدن حرف زدن و اگر امروز میرزا بود می گفت تلگرامتان را هم کم کنید.4.حداقل دو روز تاسوعا و عاشورا را مصیبت زده مطلق باشیم.5.در خانه ها خالصانه مراسم بگیریم.6.مقداری از اوقات خود را در جلسات بزرگ شرکت کنیم تا جلسات امام حسین بزرگ شود.7.مواسات یعنی هرچه داریم فدای حسین یا حداقل برای امام وقت بگذاریم.8.هرروز در این دهه زیارت عاشورا بخوانیم که این حداقل زیارت عاشورای شیعه است و حداکثر آن خواندن همیشگی این زیارت است.

در زیارت عاشورا چهار پله داریم :

1.مرتبه توسل که امام صادق فرمودند هر کس زیارت عاشورا بخواند من ضامن او میشوم و پدرش امام باقر و پدر ایشان تا خود خدا هم این چنین گفته اند.2.مرتبه تقرب .3.مرتبه بینش و 4 مرتبه تربیت 

امروز زیارت عاشورا میتواند اجتماع شیعه را در این چهارمرتبه رشد بدهد.

هر نوکری دوست دارد شبیه ارباب خود باشد و مسلم هم از نوجوانی چنین بود و در نهایت شش شباهت با امام حسین پیدا کرد:

1.قبل از تولد برای هردو گریه شده است.2.مسلم هم مثل امام غریبنه و تنها شهید شد.3.مسلم را مثل اربابش سنگباران کردند.

4.هردو با لب تشنه شهید شدند.

 

5.مسلم هنگام مرگ نگران اهل حرم بود و میگفت به اربابم بگویید زینب را به مدینه ببرد درست مثل امام که ذولجناح زودتر از حرامیان به خیمه رسید .6.استخوان های مسلم با پرتاب از ارتفاع و استخوان های ابی عبدالله زیر سم اسب ها خرد شدند.

 

لینک دوستان

کمک به هیئت

فرم ثبت نام

Close X